دستم اوف شده
سلام گل قشنگم میدونی چی شده دست مامان اوفی شده اومدم نصف شبیبرا بابایی خوش خدمتی کنم نهار درست کنم فردا ببره با همکاراش بخوره نوک چاغو از تو ابچکون زده بود بیرون من ندیدمش پشت دستم نزدیک انگشت اشاره رو استخون کشیده شد به چاغو و مثل چشم باز شد حالا من مونده بود چه بکنممممممممم؟؟ بابایی تو صدا کردم گفتم امید پاشو دستمو بریدم امیدم خابالاوووووووووو ؟؟ گیج بود نمیفهمید چی میگم خلاصه بلند شد اونقدر حول شده بود که تو تاریکی دنبال پارچه میگشت دستمو ببنده خوب که بیدار شد چراغو روشن کرد حالا هیچ وسیله پانسمان استریلی تو خونه نداشتیم بابایی نصف شبی منو برداشت و رفتیم باند و چسبو بتادین خریدیم من تا صبح خوابم نبرد دستم هم میسوخت...
نویسنده :
صبا بانو
3:18
صحبت با نینی که هنوز به وجود نیومده
سلام گل قشنگم اینروزا من خیلی تنها شدم چون بابایی از صبح که میره سر کار تا ساعت ١٠ یا گاهی ١١ نمیاد خونه تازگیا خیلی کار میکنه تا بتونیم بدهیای عقب افتاده رو بدیم منم این روزا تو خونه همش به یاد تو ام از صبح که بلند میشم اول یکمی میام تو نینی سایت و نینی وبلاگ بعدش میرم بعدشم میکنم بعدم یه غذای خوشمزه درست میکنم بابایی وقتی مباد خونه خیلی خستس منم زود براش شام میارم بعد شام براش میزارم موقع قلیون کشیدن خوابش میبره و ملاقات ما تموم میشه میره تا روز بعد یه خبر خوب برات دارم قشنگم اگر گفتیییی...
نویسنده :
صبا بانو
17:51
این عروسک مامانی بوده حالا مال شما میشه
خوجل من این عروسکو عمو محسن ٢٢ سال پیش برای من خریده بود وقتی کلاس اول شاگرد اول شدم من خوب نگهش داشتم حالا میدمش به تو البته موهاش پوسیده بود ریخت کچل شد ولی من دوباره براش مو گذاشتم و برات نگهش داشتم البته من اینجا کلاس سوم هستم نمیدونم چرا اینجوری خندیدم لب بالام کجاست نمیدونم ...
نویسنده :
صبا بانو
16:36
عروسکم ببین این عکس نینی گولیای منو باباییه البته با کیفیت سال هزارو سیصدو درشکه
عروسک عمه رقیه(س)
این عروسکو برام از سوریه اوردن از اون عروسکهایی که میندازن رو ظریح حضرت رقیه اینو نگه داشتم اگر نینی بیاد تو دلم 7 تا بخرم و ببرم سوریه خیل دلم میخواست برم زیارت اما قسمت من نبود حالا حتی اگر خودمم نرم میفرستم اونجا رقیه جان خودت کمک کن ...
نویسنده :
صبا بانو
1:20
واسه نینی زرنگ
عزیزم این بادی سفید دخمل پسل نداره مشترکه هر کی زود تر بیاد مال اونه
واسه ژسملی بادی خریدم
امروز بابایی خونه نیومد قشنگم بعد به من گفت تنها توخونه نمون برو برا خودت بازار و خرید کن گفت تا اخر هفته پول دستم میاد اشکال نداره یه خورده از اون که برای عکسا جمع کریدو خرج کنی منم رفتم اینو برات خریدم عروسک نازم ...
نویسنده :
صبا بانو
0:57
گل سر برا دخملی
اینم برا دخملی خریدم که فکر نکنه چون پول ندارم براش هیچی نمیخرم تازه رو سر بابات امتحانشون کردم خیلی قشنگ میشه زود تر بیا تو دلم بعدم بیا تو دنیا میخوام موهاتو گیره بزنم برات عزیز دلمممممممم یه روزی میای اون وقت منم هر روز موهاتو شونه میکنم و گیره میزنم ...
نویسنده :
صبا بانو
1:40













